ای همه کار تو مطبوع و، همه جای تو، خوش
جانم از، حقه ی یاقوت شکر خای، تو ،خوش
شیوه و شکل تو، شیرین - خط و خال تو، ملیح
چشم و ابروی تو، زیبا، قد و بالای تو ،خوش
همچو گلبرگ و گلی تو،وجود تو، لطیف
همچو سرو چمن خلد، سراپای تو، خوش
هم گلستان خیالم زتو ،پر ،نقش و نگار
هم مشام دلم از، زلف سمن سای تو خوش
پیش چشم تو بمیرم ؟! که بدین بیماری
می کند درد مرا ،با رخ زیبای تو خوش!؟
در ره مهر که از سیل بلا نیست گریز
میکنم خاطر خود را، به تولای تو ،خوش
در بیابان طلب ، گر چه زهر سو، خطری ست
میدود حافظ عاشق ،به تمنای تو، خوش
جانم از، حقه ی یاقوت شکر خای، تو ،خوش
شیوه و شکل تو، شیرین - خط و خال تو، ملیح
چشم و ابروی تو، زیبا، قد و بالای تو ،خوش
همچو گلبرگ و گلی تو،وجود تو، لطیف
همچو سرو چمن خلد، سراپای تو، خوش
هم گلستان خیالم زتو ،پر ،نقش و نگار
هم مشام دلم از، زلف سمن سای تو خوش
پیش چشم تو بمیرم ؟! که بدین بیماری
می کند درد مرا ،با رخ زیبای تو خوش!؟
در ره مهر که از سیل بلا نیست گریز
میکنم خاطر خود را، به تولای تو ،خوش
در بیابان طلب ، گر چه زهر سو، خطری ست
میدود حافظ عاشق ،به تمنای تو، خوش