یک- مجمع الجزایر گولاگ- ا...لکساند سولزنیسبین-نشروبرگردان سووی-پاریس-صفحه پنجاه و هشت
بعنوان نمونه ی آنچه که در آن سالها میکذشت، ببیند قضیه از چه قرار بود.یک کنفرانس حزبی در سطح ناحیه در منطقه مسکو.با ریاست مدیر جدید کمیته ناحیه- که به جانشینی رٍیس سابق تازه بزندان انداحته شده- برگذار میشد..در پایان جلسه ای که در آن قطعنامه ای در وفاداری به رفیق استالین به تصویب رسید..گفتن ندارد که همه اعضا و حاضران برمیخیزند [ همانطور که در تمام طول جلسه هرهنگام که نام استالین آورده میشد و همگی از جاشان می پریدند]. «کف زدندنهای دیوانه وارمبدل شده به هورا کشی*» سالن کوچک گردهمایی را میترکاند. پس از سه چهار پنج دقیقه اصرار و ابرام در کف زدنهای پیوسته دیوانه وارکا ر همزمان به شعاردادنها [جانم فدای..] میکشد.اما کم کم دست زدن درد آور شده .بازوها یواش یواش سنگین شده. عضلات مسن ترها شروع کرده اند دیگر به گرفتگی .حتی آنهایی که صمیمانه شیفته استالین هستند آعاز میکنند بفهمند کار به حماقتی تحمل ناپذیر کشیده. اما چه کسی جرئت دارد اولین نفر باشد که از دست زدن دست بکشد.؟همان مدیر کمیته دایره ایستاده در تریبون وخواننده قطع نامه قاعدتا باید می باید اولین نفر باشد. اما این تازه منصوب شده،جانشین مدیر سابق! [تازه سربه کشو کشیده فروبرده شده
خیس از ترس میان ایستادگان در حال کف زدن
جایی پر از ماموران امنیت رزیم -ان ک د و، که نگاه میکنند چی کسی اول دست از کف زدن میکشد:
پس..در این سالن کوچک بی نام و نشان، از کف مدیر و رییس بیرون رفته، دست زدن بدون قطع به شش دقیقه میکشد! هفت دقیقه1 هشت دقیقه!.. دیگرهمه جنازه ..داعان! حالا دیگر نمیتوانند دست بکشندٍ مگرتا انوقت که سکته قلبی درازشان کند
درجایگاه ته سالن خبرنگاران هنوز میتوانندود کلک ی بزممد و با شدت و تواتر کمتر کف بزنند امادر راس تریبون درملا عام، سر دبیر کاغذ روزنامه نامه نویسی - سازی محلی مستقل و تزلزل ناپذیرایستاده و هی بزن کف می بیند که اوضاع به چه بن بست اوراقی کشیده است. او هم به دقیه نهم دست کوبانی ادامه میدهد.به دقیقه دهم رسیدند . با نگاهی یر کوفته به رئیس کمیته مینگرد ! دیوانگی جمعی ایست ! اینجا و آنجا یکدیگر با بارقه نومیدانه ای در نگاه مینگرند، بدون کمترین شور و شعفی در چهره، روسای ناحیه تا از پا درآمدن و با برانکار خمل شدن به کف زدن ادامه میدهند الباقی مانده ها هم تا ترکیدنشان آخ هم نکنند!در دقیقه یازدهم، سردبیر کارخانه روزنامه نویسی با زست و قیافه سازی کار وامری عاجل به انجام، بر صندلیش مینشنید . آه چه معجزه ای! چی شد آنهمه شور و غوغای جمعی غیر قابل وصف ناگهان؟همه دستها با قطع کف زدن یکدست، دست میکشند و سر جایشان مینشینند. نجات همگانی.
سنجاب پدر سوخته بالاخره از سوراخ زد به چاک
.....................
دو- تاربخ سری جنایات استالین -آلکساندر آرلوف برگردان عنایت رضا نشر کتابسرا میتوانید بخوانید که دقایق کف زدن پیوسته چگونه پیشاپیش مقرر میشد برای استالین ده دقیقه فلانی هشت دقیقه و--- .
بعنوان نمونه ی آنچه که در آن سالها میکذشت، ببیند قضیه از چه قرار بود.یک کنفرانس حزبی در سطح ناحیه در منطقه مسکو.با ریاست مدیر جدید کمیته ناحیه- که به جانشینی رٍیس سابق تازه بزندان انداحته شده- برگذار میشد..در پایان جلسه ای که در آن قطعنامه ای در وفاداری به رفیق استالین به تصویب رسید..گفتن ندارد که همه اعضا و حاضران برمیخیزند [ همانطور که در تمام طول جلسه هرهنگام که نام استالین آورده میشد و همگی از جاشان می پریدند]. «کف زدندنهای دیوانه وارمبدل شده به هورا کشی*» سالن کوچک گردهمایی را میترکاند. پس از سه چهار پنج دقیقه اصرار و ابرام در کف زدنهای پیوسته دیوانه وارکا ر همزمان به شعاردادنها [جانم فدای..] میکشد.اما کم کم دست زدن درد آور شده .بازوها یواش یواش سنگین شده. عضلات مسن ترها شروع کرده اند دیگر به گرفتگی .حتی آنهایی که صمیمانه شیفته استالین هستند آعاز میکنند بفهمند کار به حماقتی تحمل ناپذیر کشیده. اما چه کسی جرئت دارد اولین نفر باشد که از دست زدن دست بکشد.؟همان مدیر کمیته دایره ایستاده در تریبون وخواننده قطع نامه قاعدتا باید می باید اولین نفر باشد. اما این تازه منصوب شده،جانشین مدیر سابق! [تازه سربه کشو کشیده فروبرده شده
خیس از ترس میان ایستادگان در حال کف زدن
جایی پر از ماموران امنیت رزیم -ان ک د و، که نگاه میکنند چی کسی اول دست از کف زدن میکشد:
پس..در این سالن کوچک بی نام و نشان، از کف مدیر و رییس بیرون رفته، دست زدن بدون قطع به شش دقیقه میکشد! هفت دقیقه1 هشت دقیقه!.. دیگرهمه جنازه ..داعان! حالا دیگر نمیتوانند دست بکشندٍ مگرتا انوقت که سکته قلبی درازشان کند
درجایگاه ته سالن خبرنگاران هنوز میتوانندود کلک ی بزممد و با شدت و تواتر کمتر کف بزنند امادر راس تریبون درملا عام، سر دبیر کاغذ روزنامه نامه نویسی - سازی محلی مستقل و تزلزل ناپذیرایستاده و هی بزن کف می بیند که اوضاع به چه بن بست اوراقی کشیده است. او هم به دقیه نهم دست کوبانی ادامه میدهد.به دقیقه دهم رسیدند . با نگاهی یر کوفته به رئیس کمیته مینگرد ! دیوانگی جمعی ایست ! اینجا و آنجا یکدیگر با بارقه نومیدانه ای در نگاه مینگرند، بدون کمترین شور و شعفی در چهره، روسای ناحیه تا از پا درآمدن و با برانکار خمل شدن به کف زدن ادامه میدهند الباقی مانده ها هم تا ترکیدنشان آخ هم نکنند!در دقیقه یازدهم، سردبیر کارخانه روزنامه نویسی با زست و قیافه سازی کار وامری عاجل به انجام، بر صندلیش مینشنید . آه چه معجزه ای! چی شد آنهمه شور و غوغای جمعی غیر قابل وصف ناگهان؟همه دستها با قطع کف زدن یکدست، دست میکشند و سر جایشان مینشینند. نجات همگانی.
سنجاب پدر سوخته بالاخره از سوراخ زد به چاک
.....................
دو- تاربخ سری جنایات استالین -آلکساندر آرلوف برگردان عنایت رضا نشر کتابسرا میتوانید بخوانید که دقایق کف زدن پیوسته چگونه پیشاپیش مقرر میشد برای استالین ده دقیقه فلانی هشت دقیقه و--- .