mardi 8 novembre 2011

خلافت کنندگان فراجنایتکار سی و سه ساله اسلامی اخوندی سپاهی بازاری


خلافت کنندگان فراجنایتکار سی و سه ساله اسلامی اخوندی سپاهی بازاری 
  
خامنه ای ! سرکفتار  خرد ومچاله و مغلوب

اشغالگران،شکنجه گران، جلادان، ادمکشان، چپاولگران، منحط و تباه کنندگان لحظه لحظه جان و مال و حیات وشان و ارج  میلیونها انسان،قتل عام گران مستمر سه ده ملت وملک وتمدن ایران و ایرانی ،!
تخریب وکشتارگران نامی ، مرگ و جنگ و اتش افروزان شهره ی صد مرز و گستره، هزار گوشه جهان! 
ننگین انسان-درندگان چنگ و  دندان ریخته ؛ شرب و شراب تان خون و، شکنجه و تجاوز!
 گراز راهزنان سیراب ناپذیر خورد و/ چریدن و چرا، بلع و بلعیدن و سپوختن !اختاپوس زادگان تشنگی ناپذیر دارایی زر وزور و امتیاز و نام
 عجوزگان و اهریمنان  فاش و رسوا  والوده و بویناک ! بزم تان بر گور. معبدتان  گورستان. معبود و معشوقتان جسد  جنازه  ومرده / رقص و نوا و نی تان زوزه و ضجه و شیون/
 شمایان آرمانتان انهدام بشریت، ادمیت، انسانیت ومهرو زیبایی و شادی و افرینش، کسب و کارتان ویرانی و سوحتن و کشتن و ربودن دقایقتان مکر سالوس و دروغ و دروغ و دروغ، حاشا و انکار و طفره 
 کفتاران ، همد ستان ،آستان بوسان ،جیره خواران، روبهکان بی مقدار لاشخوار وپسله لیس، آرایندگان وارایشگران بارگاه پلشت و پلیدی و پلشتا !
همگان تان اکنون  نیک دانسته اید که امواج طوفان این اقیانوس آبی مرز و قاره شکن / اتشفشان این دماوند از خواب هزاره گان برامده /این البرز و زاگرس به صف شده / خیز وخیزاب و خروش شگرف وشگفت گام های  برامدن غولی ست از آرمون  شکست تلخ دریای انقلاب مشروطه برامده  و از کوه و بیشه زار نبرد خونین انقلاب بهمن /انقلاب جمهوریخواه و آزادیخواهانه بخون و چرک وبربریت کشیده شده به دست شما قصابان آخوندی-اسلامی / برگذشته وسرانجام  اکنون  به باروت آزادی ودادگری و جمهوری به فلات انقلاب نوین و نهایی ایران فرود امده . همه توان همه تجربه همه رویینه. شما اهرمنان رویارو:  رقت انگیز  بی راه پیش وپس  بی گزیر و گزینه و گذر و گذرگاه!
هم میهن آیا نه چنین است ؟آیا میتواند  بجز این باشد؟

و تو خامنه ای ! سرکفتار  خرد ومچاله و مغلوب
 پشمک و پیله ناچیز و  زبون که سالها حتی یارای زدودن مدفوعت نیست، گرچه ترا و مدفوعت را با هم تفاوتی نیست . « گاو گند چاله دهان»  چه کنی جز انکه کابوسی چنین را بخود و هشت و نه کرکس پشم و پشمینه سوخته ناچیز هنوزباقیمانده پیرامونت فکاهه و شوخی بدانی و بخوانی! به این « غول - آبی – زیبا » که اکنون حتی سنگینی سایه  وگرمای  دم اتشینش بر آستانه مغاکت فراز آمده ؛ بر در  عرش اعلی جنایت تا غیرممکن بی نهایت خمینی و تو و دودمان اخوندی و اسلامی
سه انقلاب  همزمان بر در میکوبد.
 تو یکی اکنون هیچ کسی ، دیگر نیستی . غباری . پودی.  تا نوبت دودمان همگنانت برسد نخست تو.  سپس ..خواهد امد  یکان یکان گله به گله
هم میهن آیا چنین نیست ؟آیا ما خواهیم گذاشت که بجز این باشد؟

فریدون فروردین---2009