من با آنانم، چون آنان، از بی سلاح و دفاع مردمان خاکم
باید در آویخت و درآمیخت تا نگذاری چنین و چنان بگذرد
نبرد آزادی ،بهروزی و دادگری را شمادر سینی وبر میز و بر پرده تناول میکنید
درود بر تمام مردمانی که ماههاست در خیابانهای جهان از بشر به دفاع برخاستند کاش مفلوج نبودم و با آنان بودم
گندابین مردمان بی مقدار و بس بی جسارت
مفت و مجانی زندگان تنه لش
که مرکب وتوان و مایه قلم و قدم وابزارتان را حتی اکنون و در این دوران و چنین میعادی
از سکوت ، هیاهو و هیاهای یاوه پر می کنید
از ترس و تردید و توهم و تخیل پشمکین
از پروا ودروغ و کژی ، کنج وکج راه عافیت و عاقبت
بوزینگی و دلقکی و دست بوسی و چکمه لیسی
آیا چنین نیستید؟
نگاهی به کارنامه یکساله تان کنید
من نه به کینم و انتقام و قصاص
من به مهر و نفرتم و تحقیر و مجازات
شما مویه کنان گورستان شکست
جسد کشان ، جنازه ومرده خواران اکنون بتمامی رسوا
آنان
حاکمان به قصابی مشترک و پردامنه مردمند و
شما
همچنان در توضیح و تشریح کشک
در تبانی با تباهی و نابودی
در غمز و غمزه و قر و قمیش عشوه و طفره؟
در قرقره کردن و نشخواریدن همیشگی
بی بو و خاصیت ها
آخر بسیاریتان روزی کمی آدم بودید
بویزه که ما اندک کسانیم و می باید هریک ده تنه باشیم تا اثر کنیم
آیا میدانید یا اکنون یا هرگز؟
از هیچ کوچک، و درآن هیچ کوچکی که هستید بیآغازید و بی مهابا
نوبه واپسین بهبودی
ما با شکست سهمگین آنان و سرانجام یک پیروزی یک گام فاصله داریم
باک اشتباه درهنگامه عمل خود آیا اشتباه نیست؟
آنان همه باهم دارند در خاورمبانه همه کار میکنند که ضد نظم باقی بماند
و ما بیرون از مهلکه حتی به درک و ایجاد استمداد حقیقی آن مردمان نیستیم
در پهنه زار مردمان کردستان