vendredi 22 juillet 2011

فریدون گیلانی من در کار خواندن غولکار تو ام

درست انجا در اوج کابوس پلشت تاتاریسم 
 که نفسم از این همه بی خبری بالا نمی آید
و قادر به خواندن بیشتر نیستم
بخود میپیچم
چرا نه کمی زودتر این را به هستی مان نکوبیدی ؟
 اکنون برای من و  بسیاری چنین بی نوش دارو
مهم من نیستم
مهم اینست که تو با وپژه ترین شکل
  پتک و سندان
را ختم و قطع میکنی
و تمام
درود بر تو