vendredi 9 septembre 2011

آمد شبی برهنه ام از در

 چو جان
  آب

گیسوی خیس من چون خزه  بود و 
چون خزه بهم

در سینه ام 
 دو ماه و
 دو آیینه   
من بانگ بر کشیدم از آستان یاس
آه ای یقین یافته
با زت نمی نهم
شاملو